الملا فتح الله الكاشاني
364
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كردهايم بر آنچه شما توكل و اعتماد نمودهايد از رجال و اموال خود * ( فَسَتَعْلَمُونَ ) * پس زود باشد كه بدانيد يعنى بعد از مشاهدهء عذاب معلوم كنيد فى نفس الامر * ( مَنْ هُوَ ) * كيست از ما و از شما آنكه او * ( فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * در گمراهى هويدا است * ( قُلْ ) * بگو بايشان كه * ( أَ رَأَيْتُمْ ) * آيا چه مىبينيد در اينكه * ( إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ ) * اگر بگردد آب شما يعنى از چاه زمزم و از بئر ميمون خضر من كه هر دو مشرب شمايند * ( غَوْراً ) * فرو رفته به زمين چنان كه دست و دلو به آن نرسد * ( فَمَنْ يَأْتِيكُمْ ) * پس كيست آنكه بياورد براى شما * ( بِماءٍ مَعِينٍ ) * آبى ظاهر چنان كه همه كس به بيند و نزد بعضى مراد مطلق آبست و ابن عباس فرموده كه معين بمعنى جاريست يعنى كيست كه از براى شما آب جارى بياورد و غور مصدر است بمعنى غاير و به جهت مبالغه موصوف به واقع شده و در آثار آمده است كه بعد از تلاوت اين آيه بايد گفت اللَّه رب العالمين يعنى خداى كه پروردگار عالميانست آب فرو رفته را ظاهر گرداند يا جارى سازد حاصل كه حق سبحانه به اين آيات اشعار فرموده به آنكه منعم ارزاق او است پس بشكرگذارى او قيام نمائيد و او را پرستش كنيد نه غير او را از اصنام كه هيچ نفع از ايشان متصور نيست و در بعضى تفاسير آوردهاند كه زنديقى شنيد كه معلمى شاگرد خود را تلقين ميكرد كه فمن ياتيكم بماء معين و جواب داد كه يجنى به الفؤس و للمعاول يعنى به تبرها و تيشه ها آب را باز دارند و بروايت ديگر بر حال حداد و معاول حداد بمردمان با قوت و تيشه هاى آهنين آب را ظاهر سازند شبانه نابينا شد هاتفى آواز داد كه اينك آب چشمهء چشم تو غاير شده بگو تا معول و فاس باز آرند و گويند آن كس محمد بن زكرياى طبيب بود نعوذ باللَّه من الجرأة على اللَّه و على آياته سورة القلم و اين را سورهء نون نيز گويند و مكى است نزد حسن و عكرمه و عطا و از ابن عباس و قتاده منقولست كه تا عَلَى الْخُرْطُومِ مكيست و ما بعد از آن تا لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ مدنيست و آنچه بعد از آنست تا يكتبون مكى و باقى مدنيست و پنجاه و دو آيتست باجماع امت ابى بن كعب از حضرت رسول ( ص ) روايت كند كه هر كه سورة نون و القلم را بخواند حقتعالى ثواب جماعتى كه حسن الاخلاق باشند بوى كرامت فرمايد و از چشم بدان در امان باشد و على بن ميمون از ابو عبد اللَّه ( ع ) روايت كند كه